در یک روز
دوستان"م" رو شناختم ! فهمیدم که حتی حرف من نیز هیچ ارزشی ندارد ! خاموش می شوم بجای آن شعله غذای ته گرفته ای که هم زدیدش ! حال درک می کنم هنوز نتوانستم دوستی داشته باشم ! "ظهر یک شنبه ی من جدول نیمه تموم همه خونه هاش سیاه توی خونه جغد شوم....... " پس.نوشت۱: مدعی یان دوستی که شماره منو دارن دیگه با موبایلم نه تماس بگیرن نه پیامک بفرستن . (عوض کردم خطم رو) پس.نوشت۲: دوستانی هم که شماره منزل رو دارن تماش بیهوده نگیرید من نیستم ! (خودتون رو کوچیک تر نکنید) پس.نوشت۳: با اینکه از همه شما سنم بیشتره ولی حرف هایم مشتی خاک ارزش نداشت !
+ در تاريخ سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 0:27 نوشته امید |